میثم تمّار

با اجازه ی آقای اکبری که این شعر رو برام فرستاده بود.

من از دیار شهیدان عشق می آیم

زکربلای حسین شهر عشق می آیم

ستاره ام که به شبهای تار می سوزم

شقایقم که میان بهار می سوزم

ز اشک و آه ، پریشانِ آتش و آبم

دخیل پنجره های ضریح اربابم

مسافرم ، ز دیار غریب آمده ام

من از کنار مزار حبیب آمده ام

نمی رود ز نظر خاطرات این سفرم

ز گفتگوی غریبان چگونه در گذرم

تو را که گر نبود صبر توشه سفرت

خدا کند که نیفتد به کربلا گذرت

حماسه بود و عطش بود و دود و آتش بود

طواف کعبه گهواره بود و آتش بود

ز خواب ناز ، یتیمی سه ساله بر می خاست

میان آتش و دود و عطش پدر می خواست

جنون عشق ببین تا کجا کشانده مرا

زدست رفته ام و آخر نماند دلی مرا

دلی که بود مرا ، کربلا ز کف دادم

چو شمع روی مزار نگار بنهادم

هنوز آتش فریاد دوست بر پا بود

زبان حنجر خونین عشق گویا بود

هنوز پرچم سرخش تو را بهانه کند

بیا که حرمت نام تو را بهانه کند

هنوز چشمه خون گلوی حق جاری است

بیا بهار زمانه که وقت گل کاریست

هنوز حق طلبی در حصار بی داد است

زتل زینبیه تا همیشه فریاد است

بیا بیا که عطش آبشار می خواهد

بیا بیا که عدالت بهار می خواهد

بیا که شیعه حیدر غریب و مظلوم است

بیا که نوبت حکم امام معصوم است

هنوز فاطمه در انتظار می سوزد

هنوز کرببلا بی قرار می سوزد

فراز عرش خدا فاطمه تو را خواند

دو دست گمشده در علقمه تو را خواند

هنوز پرچم سرخش تو را بهانه کند

بیا که حرمت نام تو را بهانه کند

بیا عصاره خلقت بهانه هستی

ترانه های بهشتی ترانة هستی


موضوعات مرتبط: شعر، گوناگون
[ سه شنبه نهم فروردین 1390 ] [ 12:5 ] [ یاسر پناهی فکور ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

............مزار ميثم..............
از خالق دادار بپرسید علی کیست
از احمد مختار بپرسید علی کیست
جز شخص علی شخص علی را نشناسد
از حیدر کرار بپرسید علی کیست
با دار بلا انس بگیرید و در آن حال
از میثم تمار بپرسید علی کیست
//(مستقل و بدون وابستگی به محل یا ارگان خاص)//
لینک های مفید